دقیقا فایل شعرخونی یزدی بودا(ممنونم ازت واقعا کیف کردم کیف)
دقیقا یکشنبه بازی تورنتینو که قراره رای اسپورت پخشش کنه
دقیقا دل ضعف رفتنا برا تهران دابشو و روزشماری
دقیقا خیلی تصادفی بشنوی مامان به داداش درمورد بادکنک بگه(من کلا بادکنک خیلی دوست دارم گاهی وقتا یکی دوتا میخرم ) بعد میری که اب بخوری شک نکنه میگه تولد مامان روشن بود امروز بادکنک گرفته بودن براش :)
دقیقا همه اینا حس خوشبختی:)
بعدا اضافه شد: تباه منم که دوروز مبحث اشتباه میخوندم الان فهمیدم کلا سه فصل دیگه امتحان یه روز وقت دارم و یه عالمه درس.همون اقای مرغ و کتاب بی سروته و ناقص گفته که خودش میگه من قبول ندارم باید بگین چطور فلان شده و من اصلا اونارو دیگه بلدنیستم :/ یعنی علاوه بر خود مباحث درس باید ریاضیا رو بخونم (سامیشن گرفتن چیزیه که واقعا نکته هاشو نمیدونم :| ) و باید یسری مباحث از پیش نیازاش حفظ میبوده باشیم که اون موقع هیچ کی نمیگفت حفظ کنین. بدبختی اینه همه اضافه کارین
برچسب:
نویسنده: کیان اکبریپور