خرید بک لینک

دوسال پیش داشتم تو خیابون نسبتا شلوغی رد میشدم پام گرفت به یه تیکه چوب و سکندری خوردم و به شکل بدی نزدیک بود بیفتم خجالت کشیدم و حتی برنگشتم ببینم پام به چی گیر کرده بود.چون جلو ساختمون در حال ساخت بود احتمال دادم یه تیکه چوب یا همچین چیزی باشه.کتونیم بشدت نازک بود بشددددت و پام بشدت درد میکرد و میسوخت میگفتم که چون نازک بوده خورده به استخون پام درد میکنه حتما و مسیر نسبتا طولانی تا خونه رو پیاده ادامه دادم خرید کردم و وقتی رسیدم خونه دیدم یه زخم عمیق ایجاد شده کتونیم پاره شده بود احتمالا سرش میخ داشت و بعداز اون، اون قسمت پامو واقعانمیتونستم رو زمین تحملش کنمو کج نگه میداشتم تا زخمش خوب شد.الان چشمم خورد دیدم زد جای زخمش هنوز استش.چقدر ذهن ادم قویه...تا خبر نداشتم به راهم ادامه دادم از وقتی فهمیدم چه زخمیه دیگه نمیتونستم حتی تحمل کنم بسختی راه میرفتم.یه عمر بهمون خیلی حرفا زده میشه که بار منفی دارن...


دستور عمل من_جات

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 10:53

صفحه بندی