از الان به بعدازظهر بیست و چهار دی ماه تا بیست و هفت دی ماه فکر میکنم ته دلم غنج میره... توکلم به خداست که حوادث غیر مترفبه ای رخ نده :|
از زمان شروع علم و دانش من تمام تولدام یا فرداش امتحان داشتم یا خودش.امسال اولین سالیه که نه تنها فرداش نه خودش بلکه سه روز قبلش امتحانام تموم شده :)) حداقل رو کاغذ؛ اگه چیزی پیش نیاد.! امیدوارم به همین شیرینی که تو دلمه هم سپری شه.مثلا مامان بابام یادشون باشه تولد دخترشونه.البته بابا رو احتمالا داداش تو ماشین یادآوری کنه بهش.بعد کسی فوت نشه مریض نشه حوادث طبیعی رخ ندن.یه زمانی بشه برام بتونم واقعا لذت ببرم ازون روز نه اینکه غصه بخورم :( اصلا از بیست و چهارم که امتحانم تموم میشه تا روز تولدم دوست دارم فقط بشینم کتاب بخونم فیلم ببینم زبان بخونم و بخواااااابمممممممم#زندگیرویایی این دوسه سالم یجور شدهمش تا شروع ترم بعد یه چند روز میرم لنگرود خونه خاله جان دلم. اگه امسالم رو مودش باشم بخوام برم خوب میشه
برچسب:
نویسنده: کیان اکبریپور